خرید بک لینک

امشب با او از ترسها حرف زدیم، اما کم. 1ترنت یار نبود. من به ترسها خیلی فکر میکنم. سالها پیش در شبی فروردینی پوشهای تازه در لپتاپم متولد شد. پوشهای دربارۀ ترسها. داستانی دربارۀ ترسها.

من به ترسها خیلی فکر میکنم. و خوب که میجویم و میکاوم، به «از دست دادن» میرسم. سرِ هر ترس را که بگیرم و بروم و بروم و بروم، به «از دست دادن» میرسم. به اینکه رسیدم دیدم چه بزرگ است این دایره. هر چیزی را میتوان در آن جای داد.

جا داد و جا دارد.

برچسب: نویسنده: نیما رنجبر تاريخ: پنجشنبه 14 مهر 1401 ساعت: 9:33

صفحه بندی