خرید بک لینک

آخرین روز تیر است و یادم آمد از روز و شبهای تیری چیزی ننوشتهام. خواستم چیزی باشد، حتی کلمهای.

روزهایم کتابخانهایست. صبح تا عصر کتابخانهام و خوبم. گاهی هم خسته میشوم. صبحها که از خواب بیدار میشوم، خستهام.

دو سه هفتۀ دیگر امتحان دارم. باید هزار صفحه بخوانم و فقط هفده صفحه خواندهام. هیچ یادم نمیآید چه خواندهام و دربارۀ چه خواندهام.

حسن ختام تیرماه خوب بود. عصر امروز پیراهنی سبز خریدم و دانستم هنوز ذوق، شوق، دوستداشتن و زیبایی در من بیدار است، روشن است و کار میکند.

برچسب: نویسنده: نیما رنجبر تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 0:19

صفحه بندی